مرتضى مطهرى
44
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هر شرط خارجى ، به خودى خود برخى از اين صفات را واجد است و فاقد اضداد آنها است ، يا اين صفات همه قراردادى و اعتبارى است ؟ مستقلّات عقليّه و چون سخن از صفات ذاتى افعال به ميان آمد قهرا پاى عقل و استقلال عقل در اكتشاف اين صفات به ميان آمد . اين بحث به اين صورت طرح شد كه آيا عقل در ادراك حسن و قبح اشياء « استقلال » دارد و به تنهائى قادر به درك و تشخيص آنها است يا نيازمند به كمك و راهنمائى شرع است ؟ از اينرو حسن و قبح ذاتى به نام حسن و قبح عقلى خوانده شد . معتزله بشدت طرفدار حسن و قبح ذاتى عقلى شدند و مسألهء « مستقلّات عقليّه » را طرح كردند ، گفتند : بالبداهه ما درك مىكنيم كه افعال ذاتا متفاوتند ، و بالبداهه درك مىكنيم كه عقول ما بدون اينكه نيازى به ارشاد شرع داشته باشد اين حقايق مسلّم را درك مىكند . اشاعره ، همچنانكه عدل را به عنوان يك صفت قبلى و ذاتى منكر شدند ، حسن و قبح ذاتى قبلى عقلى را نيز مورد انكار قرار دادند . اشاعره اولا حسن و قبحها را امورى نسبى و تابع شرائط خاص محيطها و زمانها و تحت تأثير يك سلسله تقليدها و تلقينها دانستند ؛ و ثانيا عقل را در ادراك حسن و قبحها تابع راهنمائى شرع دانستند . اشاعره ، چون به « عقل مستقل » و به عبارت ديگر به « مستقلّات عقليّه » اعتراف نداشتند و عقيدهء معتزله را مبنى بر اينكه عقل بشر ، بدون نياز به ارشاد شرع ، حسن و قبح ، و بايستنى و نبايستنى را درك مىكند ، تخطئه مىكردند و مدعى بودند كه به طور كلى اينكه : عدل چيست ؟ ظلم چيست ؟ نيكو چيست ؟ ناپسند چيست ؟ همه بايد از لسان شرع اخذ شود و بايد در اين مسائل تابع و تسليم « سنّت اسلامى » بود و بس ؛ خود را « اهل سنّت » يا « اهل حديث » خواندند . اشاعره ضمنا از اين نام و عنوان يك « پايگاه اجتماعى » محكم براى خود در ميان تودهء مردم ساختند . يعنى اختلاف معتزله و اشاعره كه بر اساس قبول و عدم قبول « مستقلّات عقليّه » بود ، از نظر تودهء مردم به صورت قبول و عدم قبول « سنّت » و « حديث » و يا به صورت تعارض عقل و سنّت تلقّى شد و همين جهت ، پايگاه اجتماعى اشاعره را در ميان تودهء مردم تقويت ، و پايگاه معتزله را تضعيف كرد . معتزله هرگز به سنّت بىاعتنا نبودند ، ولى اشاعره با انتخاب اين نام براى خود ،